|
امیر کشور عشق
دوباره جمعه یوم الله گردید جهان از عشق ما آگاه گردید
سراسر عشق وشور وبانگ تکبیر چنان عشقی فراتر بُد ز تصویر
اگر چه با دلی افگار آمد ولیکن رحمت بسیار آمد
سخن بگشود و از عشق خدا گفت ز تقوا ، رمز راه کبریا گفت
ز تسکین خداوندی سخن گفت غبار غم ز قلب و چهره ها رفت
به دوم خطبه اش با علم تحلیل ز مردم آنچنان کرد تجلیل
که ای مردم حماسه آفریدید خدا بر رای تان زد مُهر تأیید
دوباره با شهیدان عهد بستید تمام مکر شیطان را شکستید
چهل ملیون همه پا در رکابند همه انصار راه انقلابند
چو تحلیلی خردمندانه فرمود گره از فتنه ها یکباره بگشود
عیوب و هم محاسن را جدا کرد تام نقشه ها را بر ملا کرد
یکی را با نهیب و بنگ هشدار یکی را بر حذر از مکر بسیار
فقط یک گام بُد تا ختم آن درد صلا زد اینک ای مالک تو برگرد !!!
کلامت را مطیعیم ای ابر مرد مبادا چهره ات بینیم پر درد
نبینیم چشم تو از غصه گریان الا ای وارث پیر جماران
تو آن فرزانه ی روشن ضمیری برای عاشقان والا امیری
میر کشور عشقی به دوران به حق آیینه و تندیس ایمان
چو گفتارت به حق فصل الخطاب است تمام نقشه ی دشمن بر آب است
ز تو ما شقشقیه چون شنیدیم ز غمهایت گریبان را دریدیم
تو را این خون دل خوردن روا نیست بمیرد آنکه با تو همنوا نیست
اگر چون اشعث و چون ابن ملجم هزاران صف به صف هر یک مصمم
اگر بی عفتان همچو قطام مصمم گشته اند بر ضد اسلام
قسم بر حرمت پیر جماران علی تنها نمی ماند به میدان
اگر اهل زرو زورند و تزویر به عزم ما نمی بینند تغییر
اگر چه ناکثین و مارفینند کنون یاران رهبر آهنینند
اگر ما هم خطا کردیم مولا ز ما بگذر به حق پور زهرا
و اینک یک سخن با شیخ اکبر که اذهان گشته است از او مکدّر
الا ای یار دیرین و قدیمی سخن بشنو ز این یار صمیمی
چرا از راه روح الله بُریدی به ضد احمدی لشکر کشیدی ؟!!
بدان سرپیچی از راه ولایت بزرگان را بَرد سوی ضلالت
بگو آن نامه ای که بی سلام است ز غفلت بوده یا جنگ تمام است ؟!!
کنون بازآ ز جنگ نهروانی تو باید در کنار ما بمانی
تو را سوگند بر روح خمینی بیا در جبهه و خط حسینی
بیا درسی بگیر از حضرت نوح بکن باب بهشتت را تو مفتوح
حسابت را ز فرزندان جدا کن ز سوء عاقبت خود را رها کن
بیا در خط نور معنوی باش جدا از خاتمی و موسوی باش
بکن خاموش این آتشفشان را ؟!! نما مأیوس آن بیگانگان را
برای بت شکستن خود شکن باش رها زین قیدهای ما و من باش
تمام رأی ملت احمدی شد تجلی نور پاک سرمدی شد
کنون رو بوسه زن بر دست رهبر مدد کن احمدی را چون برادر
سلامش کن به مِهر و مهربانی اگر در سنگر دین جاودانی
امید است جمله ی اشعار حامد قبول افتد به نزد رب شاهد
( حامد اصفهانی )
|